گهگداری سر آن جوی نشستیم و گذر میبینیم
گهگداری به دل خویش نظر میبینیم
گهگداری سر عشق دگران چانه زنیم
گهگداری روی قلب دگران خانه زنیم
گهگداری سبد عشق فروشی به هزاری بدهیم
گهگداری دل خوشحال به جای دل زاری بدهیم
گهگداری در مسجد برویم با خاشاک
گهگداری سر به میخانه زنیم با دل پاک
گهگداری از سر شهرت خویش اربابیم
گهگداری به سوی کعبه خویش در خوابیم
گهگداری از سر خستگی خویش به مرداب زنیم
گهگداری پکر از خویش بر آب زنیم
نه من آن جویم و نه تو آب روان
گهگداری که نه دانم تو بمان
هادی امیدوار
شعرهای بی نام...
ما را در سایت شعرهای بی نام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69